الشيخ حسين المظاهري
27
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
است . ما معتقديم اگر غريزهيى از غرائز بر عقل و فطرت انسان سايه نيفكنده باشد به خوبى اين روشى را كه اهل باديه طبق آن عمل مىكنند درمىيابد و حضانت و پستى سودجويى از مشتركات را درك مىكند ؛ زندگى قبيلگى باديهنشينان اقتضا دارد كه همه از مواد تغذيهى احشام و از آب چشمهها و چاهها استفاده برند و اگر يكى از آنها آبى از چاه كشيده است زائد را به ديگران واگذارد ، و اگر بخواهد زائد بر نياز خود را بفروشد پستى و حضاضت محسوب مىشود ، هرچند حق فروش دارد ؛ چنان كه اگر كسى برخى جاها را به خود اختصاص دهد و قرق كند و مانع استفادهى ديگران شود او را ظالم مىدانند مخصوصا اگر قرقكننده نيازى به آنجا نداشته باشد . ولى فروش آبى كه از قنات و چشمهى ملكى است هيچ حضاضتى براى آن قائل نيستند مثل علف و هيزمى كه در ملك شخصى باشد و بفروشد . مباحات و مشتركات قسمت سوّم از ثروتهاى طبيعى مباحات اوليه است كه در فقه « مشتركات » نام دارد ، مثل هيزم و گياه و حيوانات بيابان و ماهى و مرواريد و مرجان دريا و پرندگان هوا . فقها همهى اينها را از مشتركات شمردهاند ، و همه مىتوانند از آنها استفاده كنند ، و استفاده به مقدار نياز از آنها هيچ اشكالى ندارد و شايد جايز بودن آن از ضروريات فقه و مطلبى واضح و مسلّم نزد هر مسلمان است . و جواز استفاده بيش از مقدار حاجت و معيشت منوط به اين است كه آيا اينها از مباحات و بلا مالك است يا از انفال محسوب مىشود و مالك آنها حكومت اسلامى است ، و بعيد نيست كه بتوان از روايات انفال چنين